16, 2007
مسئولیم
وسایلی در اختیار داریم، معمولاً مراقب آنها هستیم. مراقبیم تلفن همراه از دستمان نیفتد، کامپیوترمان ویروسی نشود، مراقبیم با اتوموبیلمان تصادف نکنیم و …
اما فکر میکنم کمتر نگرانِ این هستیم که فکر و ذهنمان ویروسی نشوند. نه نه نه… اصلاً نمیخواهم بگویم بیائید به نامحرم نگاه نکنیم و غیبت نکنیم و هزار حرف و حدیثِ دیگر! این بسته به اعتقادِ شماست.
اگر اجازه بدهید میخواهم به عرصهای خصوصیتر وارد شوم! معتقدم، فراتر از بسیاری مسئولیتهایی که داریم، مسئولیتمان در حفظ، تربیت و رشد «فکر» است. به نظرم دروازهبانی اطلاعات را ابتدا باید در سیستم فکر خودمان پیاده کنیم. ما سردبیر اطلاعاتی هستیم که به تحریریه فکرمان میرسد - عموماً هم از سوی خبرنگاران افتخاری! - و همانطور که اگر پیش از ورود به عالم مطبوعات، رسالت نشریهمان را ندانیم، به بیراهه میرویم، مطالبی را منتشر میکنیم که ربطی به ما ندارد، نشریهمان را برای کسانی ارسال میکنیم که مخاطب هدف ما نیستند و در یک کلام نمیدانیم چه چیز را، چگونه و برای کدام مخاطب منتشر کنیم، در عالمِ فکرِ خودمان هم وضع به همین منوال است.
از آنچه گفتم، میخواهم به دو نتیجهی نسبتاً کاربردی برسم:
1. ابتداییترین کانالهای دریافت اطلاعات، چشم و گوش ما هستند. فکر میکنم هر فردی به عنوان سردبیرِ فکرِ خود، مسئول است اطلاعاتی را دریافت - و در مرحله بعد منتشر - کند که صد درصد مفید و بیزیان برای خودش و دیگران باشد. برای نمونه در موردِ کانالِ بینایی، با تأکید بر اهمیت بالابردنِ سواد بصری، بهتر است فکرمان را درگیرِ پردازشِ اطلاعاتی کنیم که بتواند نگاهِ ما را تربیت کند. تأکید دارم که غرورِ کاذبی را که در بسیاری از ما سلطه دارد کنار بگذاریم و بپذیریم که تا پایانِ عمر، بیوقفه باید مشغولِ تربیتِ «خود» باشیم. از جمله تربیتِ نگاهمان. نگاهمان را با محصولاتِ درجه یک سینمای دنیا تربیت کنیم، با تماشای آثارِ برترین طراحانِ دنیا.
با مشاهدهی آثارِ کلاسیکِ معماری و نقاشی به چشم خود یاد میدهیم چگونه دنیا را منظم ببیند، چگونه متقارن ببیند و چطور واقعی ببیند.
با گوش دادنِ آثار موسیقی دانانِ معتبر، سیستم شنواییمان را تربیت میکنیم که با شنیدنِ هر موزیکِ بازاری، فکرِ را درگیر نکند. تأکید دارم که با گوشدادن آثار کلاسیک، شنوایی ما میآموزد که دقیق گوش کند، ظرافتها را پیداکند و اصلاً شنوندهی خوبی برای اطرافیانِ خود باشد.
خوشبختانه دسترسی به بهترینهای هنر دنیا محدود نیست و فعلاً از بسیاری جریانهای آزاد، آزادتر است.
2. این روزها که هریک از ما - بویژه روزنامهنگاران - صاحب رسانهای شخصی به نام وبلاگ هستیم، و بیواسطه خودمان از ابتدا تا انتهای کار را انجام میدهیم، در قبالِ آنچه منتشر میکنیم، بیش از پیش مسئولیم. چون با فکرِ مخاطبِ خود، روبرو هستیم و فکر، ارزشمندترین نعمتیست که او در اختیار دارد، حتی اگر از قدر و قیمتاش بیخبر باشد.
Posted by afshar at 16, 2007 12:32
سلام
تالار گفتمان فرهنگ رسانه
(فضايي عمومي براي گفتمان در حوزه علوم ارتباطات اجتماعي)
به نشاني :
www.mediaculture.parsbb.com
راه اندازي شد.
منتظر حضور شما و ساير دوستان هستيم .
با عرض سلام به شما و همه همکاران محترم
بعد از دوسال گذشت دوران دانشجویی به فکر راه اندازی وبلاگی در زمینه روابط عمومی افتادیم.
بی شک در این راه نیازمند یاری همه شما دوستان هستیم تا با نظرات و پیشنهادات خود ما را در هر چه بهتر ارائه دادن این وبلاگ یاری رسانید.
منتظر حضور سبز شما هستیم.
be name khoda
az matlabe arzandeh shoma mamnoon!
khaheshan matalebe khoobetan ra mail konid.
سلام
لطفا با نظرات و تجربیان خود در نظرسنجی من شرکت نمایید...
----- صدا و سیما و سواد رسانه ای ---
با سپاس فراوان
به نام خداي بخشايش گر بخشنده
گفته ميشود اين روزها رسانه ملي دست به اقداماتي بس عجيب زده که سر وصداي ان در سايت هاي مختلف پيچيده شده است که از آن ميان ميتوان به انتخاب خبر نگاران براي اعزام به خارج ميتوان اشاره کرد
شاهسون خبر نگار پيشين رسانه ملي در پاريس به بروکسل ميرود
کامران نجف زاده خبر نگار پوپوليست به پاريس ميرود
اوجي خبر نگار پيشين در کوآلالامپور به نيويورک ميرود
عزيزي به برلين ميرود
دلاوري نيز که به او مسکو پيشنهاد شده قبول نکرده و ظاهرا کشور بهتري (اروپايي)را درخواست نموده است
نکته اي که اينجا قابل تامل و توجه است اين است که ايا رسانه ملي خبرنگار باتجربه تر از اين افراد را در دل خود ندارد ؟و مهم تر از همه پيچيدن صداي اعزام نجف زاده است که مي گويند ظاهرا نجف زاده به دليل ديگري به پاريس ميرود !
آيا آقاي نجف زاده که آشنايي ابتدايي و حد اقلي به يک زبان بين المللي ندارد و از طرفي تحصيلاتش در زمينه کشاورزيست ميتواند با ديدن يک دوره فشرده گزارشهاي جدي سياسي از پاريس ارسال کند؟؟؟؟
آيا مسئولين رسانه ملي از ياد برده اند گزارشهاي وي را از عراق که بدليل نداشتن اطلاعات کافي امام موسي بن جعفر(ع) را موسي ابن کاظم خواند
آيا از ياد برده اند گزارش مصر وي را در مورد فراعنه که باز هم اطلاعات و نظرات اشتباه و غلطي را ارائه داد ?
و از طرفي ظاهرا اين تغيير مکانها که اوجي از کوالالامپور به نيويورک برود و شاهسون هم از پاريس به بروکسل برود و ........ يک روال عمومي و سنت در رسانه ملي شده است
به نظر مي رسد در رسانه ملي افرادي که تحصيلات خبر نگاري داشته باشند يا حد اقل زبان کشور مقصد را بدانند وجود ندارد و افراد به دور از سوابق و تحصيلات و به صرف آشنايي و نور چشمي بودن انتخاب ميشوند
انچه از اين ميان مي توان دريافت اين است که در اين آشفته بازار کسي فکر رسانه و مردم نيست و هر چه هست فقط و فقط ترفند تکرار و آزمايش وخطاي مديران رسانه ملي ماست(( تا که قبول افتد و که در نظر آيد))
به نام خداي بخشايش گر بخشنده
گفته ميشود اين روزها رسانه ملي دست به اقداماتي بس عجيب زده که سر وصداي ان در سايت هاي مختلف پيچيده شده است که از آن ميان ميتوان به انتخاب خبر نگاران براي اعزام به خارج ميتوان اشاره کرد
شاهسون خبر نگار پيشين رسانه ملي در پاريس به بروکسل ميرود
کامران نجف زاده خبر نگار پوپوليست به پاريس ميرود
اوجي خبر نگار پيشين در کوآلالامپور به نيويورک ميرود
عزيزي به برلين ميرود
دلاوري نيز که به او مسکو پيشنهاد شده قبول نکرده و ظاهرا کشور بهتري (اروپايي)را درخواست نموده است
نکته اي که اينجا قابل تامل و توجه است اين است که ايا رسانه ملي خبرنگار باتجربه تر از اين افراد را در دل خود ندارد ؟و مهم تر از همه پيچيدن صداي اعزام نجف زاده است که مي گويند ظاهرا نجف زاده به دليل ديگري به پاريس ميرود !
آيا آقاي نجف زاده که آشنايي ابتدايي و حد اقلي به يک زبان بين المللي ندارد و از طرفي تحصيلاتش در زمينه کشاورزيست ميتواند با ديدن يک دوره فشرده گزارشهاي جدي سياسي از پاريس ارسال کند؟؟؟؟
آيا مسئولين رسانه ملي از ياد برده اند گزارشهاي وي را از عراق که بدليل نداشتن اطلاعات کافي امام موسي بن جعفر(ع) را موسي ابن کاظم خواند
آيا از ياد برده اند گزارش مصر وي را در مورد فراعنه که باز هم اطلاعات و نظرات اشتباه و غلطي را ارائه داد ?
و از طرفي ظاهرا اين تغيير مکانها که اوجي از کوالالامپور به نيويورک برود و شاهسون هم از پاريس به بروکسل برود و ........ يک روال عمومي و سنت در رسانه ملي شده است
به نظر مي رسد در رسانه ملي افرادي که تحصيلات خبر نگاري داشته باشند يا حد اقل زبان کشور مقصد را بدانند وجود ندارد و افراد به دور از سوابق و تحصيلات و به صرف آشنايي و نور چشمي بودن انتخاب ميشوند
انچه از اين ميان مي توان دريافت اين است که در اين آشفته بازار کسي فکر رسانه و مردم نيست و هر چه هست فقط و فقط ترفند تکرار و آزمايش وخطاي مديران رسانه ملي ماست(( تا که قبول افتد و که در نظر آيد))
نظرها: